|
ولی علائی مربی امداد ونجات
|
مدیر کل روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی گفت:تاکنون واکسنی برای پیشگیری از ابتلا به آنفولانزای خوکی در جهان تولید نشده است.
وی تصریح کرد: واکسن های آنفولانزای موجود در چرخه دارویی ، متعلق به آنفولانزای فصلی است که بیشتر در فصل پائیز و زمستان گسترش می یابد.
مدیر کل روابط عمومی وزارت بهداشت گفت:ممکن است در آینده و درهنگام شیوع آنفولانزای فصلی ، استفاده از واکسن این بیماری توصیه شود.
وی افزود: این امر به آن دلیل است که از خطر ترکیب همزمان این دو بیماری در افراد جلوگیری شود.
در۲۰ دسامبر سال ۱۹۷۱ یک گروه از پزشکان جوان فرانسوی با همکاری یک گروه از خبرنگاران مترقی در پاریس جنبشی را به نام “پزشکان بدون مرز” (Médecins Sans Frontières MSF /ÄRZTE OHNE GRENZEN,) پایه ریزی نمودند.
تا قبل از این تاریخ تلاشهای پی گیرانه آنها برای استمداد و یاری رساندن به جنگزدگان، گرسنگان و زلزله زدگان در پشت مرزهای کشورها و قوانین دولتها متوفف می گردید و آنها را از لب مرزها باز می گرداندند. ریشه های این قدم بشردوستانه به سالهای ۷۰ - ۱۹۶۷ بر می گردد. زمانی که منطقه بیفرا (Biafra) در زبانه های آتش یک جنگ داخلی و جنگی خانمان سوز و نا برابر با کشور نیجریه می سوخت جنگی که بیش از یک میلیون کشته و هزاران زخمی بجا گذاشت.
گروهی با ریسک پذیری بالا ، به سرپرستی برنارد کوشنر (Bernard Kouchner) سعی در یاری رساندن وتخفیف دردهای بیکران زنان، مردان و کودکان بی پناه در این منطقه جنگی داشتند.
ولی تلاشهای این گروه جوان هم دچار سرنوشت کمکرسانی به سیل زدگان بنگلادش گردید: مقامات مسئول بنگلاد شی مانع اجرای مأموریت کمک رسانی به سیل زدگان شده و اقدام به برگرداندن آنها می نمودند. این شکستها و محدودیت ها اما باعث دلسردی و یاس این گروه جوان و اوانتاگاریست نگردید بلکه آنها را برای پیشبرد اهداف انسانی اشان مصمم تر نمود.
آنها رؤیای تأسیس سازمانی را که قادر باشد فراتر از مرزهای ملی خدمات مؤثر پزشکی را فوری و در کمترین زمان ممکن به قربانیان خشونت عرضه نماید در سر می پروراندند. سرعت عمل، استقلال، کاردانی و تخصص از ویژگیهای بر جسته این جنبش می باشند. این جنبش از درون واقعیتی رویده است که هر روزه تکرار می گردد و دور تسلسل آن وجدان هر انسانی را جریحه دار م نماید: عدم وجود بهداشت و امکانات پزشکی، گرسنگی، فقر و مرگ.
“پزشکان بدون مرز” در کشورهائی که ساختار درمانی آنها دچار ضربات سختی گردیده است و یا کمک رسانی و خدمات به اندازه کافی به گروهای مختلف اجتماعی نمی رسند وارد عمل می شود.
حوزه فعالییت آنها وسیع و در عین حال متفاوت می باشد: ترمیم و براه اندازی بیمارستانها، مراکز درمانی و یا کلینیکهای سیار برای پوشش درمانی مردم، اجراء واکسِِیناسیون، ارائه خدمات درمانی در کمپهای آوارگان،مراقبتهای روان/درمانی، ساختن مراکز تغذیه عمومی، پیاده کردن پروژهای آبرسانی و بهداشتی، همچنین پیاده کردن طرحهای مراقبتهای درمانی برای گروهای اجتماعی بشدت اسیب دیده (مثل بچه های خیابانی، ساکنین حلبی آبادها. آموزش و تربییت کادرها و نیروهای متخصص بومی در صدر برنامه های “پزشکان بدون مرز” قرار دارد و از اهمییت بالائی برخوردار می باشد.
رساندن سریع امدادهای مؤثر درمانی به انسانهای بیدفاع و اسیر شعله های آتش جنگها، مساعدت به قربانیان فاجعه های طبیعی و یا به آوارگان و فراریان در دستور کار این جنبش قرار دارد.
تیم های پزشکی این گروه اغلب جزء اولین گروهائی هستند که وارد مناطق عملیاتی می گردند و به توزیع کمکهای اولیه می پردازند. بخش اعظمی از ۴۰۰ پروژهای آنها در واقع برنامه های زیر بنائی را در برمی گیرد، که در یک همکاری دو جانبه با مسئولین و ارگانها دولتی و یا سازمانهای محلی اجراء می گردند.
در هسته مرکزی این حمایتها و تلاشها ایده “کمک در راستای خود یاری” (Hilfe zur Selbsthilfe) قرار دارد. با اتکاء به یک ساختار لجستیکی منظم و جا افتاده، فعالیین این جنبش می توانند در کوتاه ترین زمان ممکن وارد صحنه عملییاتی گردند.
سخنگو و مدافع انسانهای در فقر:
در هرنقطه بحرانی از جهان که حقوق شهروندان لگد مال گردد و بی د فاعان مورد اجحاف قرار گیرند “پزشکان بدون مرز” دخالت کرده و آنها را تحت حمایت خویش قرار می دهند.
گرچه این جنبش خود را موطف به پرنسیپهائی مثل بیطرفی، استقلال و عدم جانبداری می داند ولی در موارد استثنائی و در جائیکه ضرورت ایجاب نماید بیطرفی را رها کرده، موضعگیری نموده و نقش مدافع و سخنگوی انسانهای ضعیف را عهدار می گردد.
آنه می گویند چنانچه ما شاهد این واقعییت تلخ باشیم که گرسنگی بعنوان اسلحه ای برای راندن، آواره کردن و شکستن و توهین به انسانها بکار برده شود، سریعأ و بدون فوت وقت افکار عمومی را مطلع نموده آنها را در جریان نقض حقوق بشر و اقدامات بر علیه حقوق شناخته شده انسانی قرار می دهیم.
“حتی اگر بسیج افکار عمومی قادر به نجات “زندگی” نباشد ما همچنان بر این باوریم که سکوت تأئید کشتار است”.
جنگی مستمر با گرسنکی
در سراسر کره خاکی بیش از ۲۰۰ میلیون کودک از سوء تغذیه رنج می برند، ۱۷ میلیون نفر سالانه به دلیل پیامدهای ناشی از گرسنگی و بیماریهای واگیر جان می سپارند.
سوء تغذیه در کودکان به سلامتی و رشد جسمی و فکری آنها لطمات ریشه ای وارد می نماید، سیستم دفاعی بدن آنها را تضعیف می کند، ابتلاء به امراض عفونی را دامن می زند و در اکثر موارد آنها را بکام مرگ می کشاند. بنا به این داده ها برنامه تغذیه ای “پزشکان بدون مرز” متوجه کودکان زیر ۵ سال می باشد.
ماهانه بطور تخمینی این جنبش بیش از ۶۰۰۰۰ کودک اسیر چنگال ِسوء تغذیه را در سراسر جهان زیر پوشش خود می گیرد. در مراکز مخصوص ِارائه خدماتِ به کودکان ِدچار سوء تغذیه ۸ تا ۱۲ وعده غذا داده می شود که شامل شیر، شکر و روغن غنی شده با ویتامین A می باشد.
اگر کودکی بچنان درجه ای از ضعف جسمی رسیده باشد که به تنهائی قادربه تناول غذا نباشد به او توسط سوند ِمعدوی غذا خورانده می شود. پس از حدود ۸ هفته می توان کودکان را به مراکز درمانی تغذیه تکمیلی(Zusatz-Ernährungszentren) اعزام نمود، جائیکه آنها همچنان تحت مراقبتهای تغذیه ای ویژه قرار می گیرند. به این مراکز آنها فقط برای دریافت و صرف غذا مراجعه می نمایند. علاوه بر مراقبت از کودکان، این مراکز توزیع مواد غذایی به نیازمندان را هم جزء وظایف خود می داند: مثلا به زنان باردار و مادران شیرده.
دارو”حقی” انسانی برای همه
هر ساله بیش از ۱۷ میلیون انسان قربانی بیماریهای عفونی ِ مرگ زا ولی قابل
درمان می گردند. حدود ۹۷% آنها ساکنین کشورهای “جهان سوم” هستند. سالهای
متمادی خوشباورانه اعتقاد بر این بود که امراضی چون سل، ملاریا و یا
بیماری خواب از بین رفته و یا تحت کنترل در امده اند، ولی الان ما شاهد
گسترش این بیماریها با سرعتی نگران کننده هستیم.
علاوه بر آن خیلی از ویروسهای ناقل این ییماریها در مقابل داروهای استاندارد مصون شده اند. “پزشکان ِ بدون مرز” می گویند که امکان درمان این بیماریها وجود ندارد چون داروهای ضروری و لازم برای درمان در دسترس نیست.
دلایل این کمبود هم واضح است:
۱) کشورهای فقیر استطاعت مالی تهیه اکثر داروهای مهم حیاتی را ندارند
۲) عدم تو جه دول استعمارگر (بدلایل روشن) در دوران تسلطشان بر کشورهای فقیر به سرمایه گذاری در بخش پژوهش و صنعت دارو سازی. به َطبع ِِاین سیاست مبارزه با بیماریهای مناطق گرمسیری مورد بی توجهی قرار گرفته است.
۳) استراتژیهای موثر درمانی درز مدت مستلزم هزینه ها و سرمایه گذاریهای کلان میباشد.
دلایل فوق برای “پزشکان بدون مرز” قانع کننده و قابل قبول نیست. مجموعه شرایط فوق باعث شد که این سازمان بین المللی دست به سازماندهی و تأسیس یک جنبش با این هدف ارائه راه حلهای جهانی و فرا ملییتی (global) به منظور رسیدگی و مراقبت بهتر انسانها زند. از طرف دیگردست به تلاشی وسیع برای نزدیک کردن و بوجود آوردن امکان دیالوگ بین حوزه های سیاست، اقتصاد و بخشهای پژوهشی نمود.
یکی از اهداف محوری جنبش “پزشکان بدون مرز” ارائه خدمات و مراقبتهای پزشکی به انسانهای مناطق محروم و فاقد امکانات می باشد. سالانه بیش از ۳۰۰۰ نفر از ملییتهای مختلف در عرصه جهانی به کمک و یاری “پزشکان بدون مرز” می شتابند و راهی مناطق جنگی و بحران زده می گردند تا بتوانند بر دردهای بیکران ازیادرفتگان این مناطق مرهمی نهند و با هیولای بیماریهای مرگ آور دست و پنجه نرم کنند.
آنها در این مناطق با بیماریهای مختلف و گاها نا آشنا روبرو می شوند؛ امراضی که درمانشان بسی دشوار و طولانی مدت است و نیاز به مراقبتهای مدام و مستمر پزشکی دارند. علاوه بر آن این تیره بختان اسیر دور تسلسل باطلی هستند که مداوای پزشکی به تنهائی کار ساز نیست: سوء تغذیه هولناک، فقدان آب آشامیدنی ِ سالم، عدم بهداشت و به طریق اولی عدم دست رسی به امکانات بهداشتی و آموزشی و الی آخر.
بیماریهای زیر در مناطق محروم، جنگزده و در گیر بحران بطور وسیع شیوع یافته اند:
· بیماریهای مجاری تنفسی،وبا، اسهال، کم خونی، ملاریا، مننژیت، بیماری سل، کزازو ایدس
پروژها و اهداف “پزشکان بدون مرز”
۱) تاسیس یک سیستم مراقبت پزشکی:
یکی از حقوق شناخته شده بشرحق برخورداری از سلامتی و بهداشت می باشد.
انسانها حق مشروع و انکارناپذیر استفاده همه جانبه از مراقبتها و امکانات پزشکی را دارند. بر این حق “سازمان جهانی بهداشت” (WHO) هم در سال ۱۹۷۹ طی موضع گیری رسمی تأکید نموده است.
اما واقعییت تلخ و هولناک هنوز چهره می نماید: اکثر انسانها از برخورداری از مینیمم مراقبتها و امکانات پزشکی محروم می باشند. “پزشکان بدون مرز” برای نبرد با این فاجعه انسانی وارد عمل شده اند. هدف اصلی تمام پروژه تامین امکانات درمانی برای انسانهای محروم در مناطق بحران زده میباشد.
اکثر آنها پروژهائی درازمدت هستند وباید سالهای متمادی ادامه یابند. آموزش نیروها و کادرهای متخصص بومی که قادر باشند مستقلانه پروژه ها را به پیش ببرنده در دستور کار قرار دارد و یکی از محوری ترین اهداف این جنبش را تشکیل می دهد. قبل از اجراء هر پروژه به یک تیم مجرب مسئولییت ِ شناسائی محیط و تعیین مختصات و ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی و غیره واگذار می گردد.
این تیم شناسائی علاوه بر تعیین نیازمندیهای محیط ِعملیاتی در هماهنگی و ارتباط ارگانیک با مراکز فرماندهی قرار داردو مزاکز فرماندهی بر مبنی اطلاعات جمع آوری شده تصمیم می گیرد که پروژها در چه شرایط و در چه زمانی به مرحله اجراء قرار گیرند.
۲) مراقبتهای پزشکی از آوارگان
در اردوگاههای آوراگان “پزشکان بدون مرز” اغلب با هدف برپائی و تأسیس
شالودهای ساختار درمانی/پزشکی وارد عمل می گردد. در یک همکاری دو جانبه با
سازمانهای دیگر مراکز درمانی به منظور پیشبرد مداواهای سرپائی و
بیمارستانی تاسیس می گردند. همچنین جا انداختن یک سیستم کنترل اپیدمیها در
صدر برنامه های این جنبش بشر دوستانه قرار دارد. تامین آب اشامیدنی و
ساختن توالتها هم جزوی از طرحهای اجرائی انها بشمار می روند.
اکثر قریب به اتفاق آوارگان و فراریان جهان بدلایل متعدد در چهارچوب مرزهای کشور خود می مانند واز دهی به ده دیگر ویا از منطقه ای به منطقه ای دیکر در فرار هستند (Innenstaatliche Flüchtlinge) این انسانها، اوارگان درون کشور خویش محسوب میشوند.
آنها از هجوم فاجعه های طبیعی (سیل، زلزله، خشکسالی، قحطی و غیره) از جنگهای داخلی ویا ازآذار واذیت و کشتار و خودسری باندهای مسلح دولت یا غیر دولتی از خانه و کاشانه خود رانده شده و به گوشه ای دیگر از کشور خود پناه می برند! “پزشکان بدون مرز” این گروه از آوارکان را هم در زیر پوشش خدمات انسانی خویش قرار می دهد.
۳) واکسیناسیون همگانی به منظور جلوگیری از بیماریهای اپیدمی
پیشگیری بجای مداوا. در صدر برنامه های “پزشکان بدون مرزاقدام به واکسیاسیون در مقیاس وسیع میباشد.
۴) رسیدگیها و مراقبتهای پزشکی در مناطق جنگی
در مناطق جنگی و در نقاطی که در گیریهای مسلحانه در جریان است جراحیها از درجه اولویت برخوردار هستند. نیروهای لجستیکی، پزشکان، امدادگران و پرستاران در تلاش مدام هستند که بیمارستانهای آسیب دیده را دوباره ترمیم کرده و آنها را قابل بهره برداری نمایند. یکی دیگر از عارضه های جنگ اختلالات روحی روانی جنگزدگان می باشد.
در این میدان و سنگر هم “پزشکان بدون مرز” با سر سختی، پشتکار، دلسوزی، عطوفت و انساندوستی به یاری انسانها می شتابند. در مناطق اسیرِ هیولای جنگ مثل بوسنین، سیرا لئون، اریتریه، هزاران انسان مبتلا به کابوسهای پس از جنگ تحت درمان “پزشکان بدون مرز” قرار دارند. به منظورتا مین و ادامه خدمات درمانی در این مناطق همزمان این جنبش مواد داروئی مورد نیاز و وسائل و دستگاههای پزشکی ضروری را بدون فوت وقت به مناطق عملیاتی مورد نظر می رساند
جراحان “پزشکان بدون مرز” به رسیدگی و مراقبت مجروحین می پردازند، درصورت لزوم عمل جراحی اضطراری انجام می دهند و مهمتر از همه اقدام به قطع اندامهای قربانیان مین می نمایند.
۵) درمان و اقدامات درمانی و پزشکی برای آوارگان پزشکی
از سال ۱۹۹۵ “پزشکان بدون مرز” اقدامات امداد رسانی خود را به پناهجویان و آوارگاه افغانی که به ایران پناه آورده اند آغاز نموده اند. در شهر مشهد “پزشکان بدون مرز” در یک کلینیک در گلشهر ۵۰۰۰۰ پناهنده افغانی را تحت پوشش برنامه های درمانی و پیشگیرانه خود دارد.
بنا به اطلاعات داده شده از طرف کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد(UNHCR) روزانه حدود ۳۰۰۰ آواره افغانی وارد خاک ایران می گردند. پس از امضاء قرداد بین دولت ایران و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به منظور بازگشت آزادانه پناهنده گان افغانی “پزشکان بدون مرز” اعلام موافقت نمودند که در چهارچوب این پروسه بازگشت، امدادهای پزشکی خود را همچنان ارائه نمایند. در یک زمابنندی شش ماهه می بایست حدود ۱۰۰۰۰۰ اواره افغانی به خانه و کاشانه اشان!! بازگردند.
افغانستان هنوز هم در یک شرایط جنگی، متزلزل و ناآرام بسر می برد. با مطمع نظر به خشکسالی در افغانستان و وضعییت تغذیه آوارگان “پزشکان بدون مرز” هشدارهای جدی می دهند و اظهار نگرانی می نماید. این جنبش علاوه بر آن حمایت و تآمین جانی این انسانها ی بازگردانده شده را به دقت و حساسیت تمام تحت نظر دارد.
از نقطه نظر”پزشکان بدون مرز” وضعییت گروهای بیدفاع مثل زنان و کودکان و اقلییتهای قومی و مذهبی پس از بازگشت بشدت نگران کننده است. فعالیین این جنبش از تبعیضات و ستمی که به افغانیهای فراری در ایران روا میشود گزارش میدهند. بنا به این گزارشات در حین بازگرداندن افغانیها رفتارغیر انسانی زیادی مشاهده گردیده است
در جریان زلزله بم “پزشکان بدون مرز” حضوری فعال داشته و اقدامات ارزنده ای در راستای کمک به زلزله زدگان، مجروحین، کودکان و زنان شوکه شده انجام دادند. در حال حاضر آنها فعالیت خود را متوقف نموده اند. شهر بم به ۱۳ منطقه تقسیم بندی شده بود که در ۳ منطقه آن “پزشکان بدون مرز” خدمات روانی- درمانی و همچنین امکانات و کمکهای پزشکی خود را در اختیار مراجعه کنندگان قرار دادند.
علاوه بر آن یک تیم سیار از پزشکان و روانکاوان در یک منطقه در تردد بودند و به یاری و مساعدت زلزله زدگان می پرداختند . در منطقه براوت (Baravat) شهر بم آنها اقدام به نصب توالتهای آماده و دوشهای صحرائی نموده بودند .
با توجه به تلاشهای بشردوستانه و صلح طلبانه این جنبش در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۹۹ جایزه صلح نوبل را دریافت نمود. اقای دکترجیمز اوربینسکی(Dr. James Orbinski) پرزیدنت شورای بین اللملی این جنبش می باشد.
همه ما در زندگی روزمره با انبوهی از اعداد و ارقام سروکار داريم که بسياری از مواقع به ياد آوردن آنها امری دشوار است . شماره کد ملی ، کارت اعتباری ،تلفن دوستان ، همکاران و… تنها جزء کوچکی از اطلاعاتی است که بايد به خاطر سپرد.به اين موارد بايد مطالب مربوط به آزمون های مهمی همچون کنکور و آزمون های استخدامی را افزود . در واقع آنچه که در زندگی مدرن عصر حاضر حائز اهميت است ميزان توانايی افراد در ” به ياد آوردن “ اطلاعات مورد نياز در ” حداقل زمان ” است و در اين ميان گاهی ثانيه ها سرنوشت ساز می شوند .توجه بيش از بيش متخصصان پزشکی و مردم به تقويت حافظه تلاشی در جهت پاسخ به اين نياز قرن بيست و يکم به شمار می رود.
****
حتما برای شما هم اين سوال مطرح شده است که تفاوت نفرات برگزيده از آزمونهای علمی با سايرين چيست ؟
پاسخ متخصصان به اين پرسش مشخص است :
بهره هوشی و توانايی مغز انسان در تجزيه و تحليل اطلاعات ويژگی منحصر به فردی است که تحت تاثير عوامل گوناگون متغير بوده و از همين جا تفاوت افراد جلوه می يابد .تقويت حافظه آرزوی ديرينه بشر بوده و از دير باز ميل به پيشرفت موجب توجه به اين مقوله شده است . بسياری از روانشناسان معتقدند که جستجو در جهت دستيابی به هوش قويتر از نيازهای عصر حاضر است . « کورنليو» روانشناس مشهور در دهه ۱۹۷۰ ميلادی اظهار داشت : انسان نبايد به صورت غيرفعال ميليونها سال منتظر گذشت زمان و انجام مراحل تکامل ساختار مغز بماند تا بتواند شاهد هوش سرشار باشد. عقايد مشابه ساير محققان علوم ژنتيک و اعصاب موجب همکاری آنها در زمينه پی بردن به ژنهای موثر در حافظه ، ساختارهای مغز مرتبط با هوش و ترکيبات شيميايی سيستم اعصاب شد.
تجسم داستانهای علمی تخيلی
امروزه موضوع تقويت قابل توجه هوش یک داستان علمی تخيلی نظیر آنچه در فیِلمها مي بينيم نيست.بسیاری از داروهایی که به این منظور تهيه شده اند هم اکنون در مرحله تحقيقات کلينيکی می باشند و در کمتر از پنج سال آینده به بازار ارائه خواهند شد. بعضی ازداروهای تقويت حافظه در حال حاضر برای بيماران مبتلا به نقصان حواس مثل آلزایمر تجویز می شود. افرادی که در خانواده و دوستان خود مبتلايان به فراموشی پیِری را دیده اند از وجود خود چنین داروهايی استقبال می کنند. در عین حال بعضی داروهای موثر در درمان بیماری های روانی می توانند برای افزایش گروهی از عملکردهای معین مغز و بهبود کارايی آن مورد استفاده واقع شوند. مثال عمده این مورد دارويی است که جهت درمان کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی بیش فعالی تجویز می شود. محققان معتقدند که مصرف آن موجب افزایش نمره آزمون سنجش استعداد تحصیلات به ميزان صد نمره می گردد. در واقع با ارائه این داروهابه بازار، فيلمهای تخیلی در زمينه دنيای افراد تيز هوش در مقابل چشمان ما مجسم شده است. بد نيست بدانيد تاکنون چندين داروی تقويت حافظه توسط سازمان غذا و داروی ايالات متحده (FDA) مورد تاييد قرار گرفته است. اين داروها بطور کلی به نام داروهای تيزهوشی نامِده می شونددر عين حال داروهای گیاهی متعددی نيز از دير باز به عنوان تقوِت کننده های حافظه معرفی و استفاده شده است.
شناسايی ترکِبات شيميايی حافظه
ماهيت انتقال و ذخیره پيامها در مغز و چگونگی يادآوری آنها فرآيندی است که همواره مورد توجه متخصصان علم اعصاب بوده است. دکتر «اريک کندل» از دانشگاه کلمبيا از پیشگامان تحقِقات در اين زمينه است که جايزه نوبل پزشکی را به خاطر تحقيق در زمينه يادگيری و حافظه دريافت نمود. وی دريافت که فعال شدن پروتئِنی به نام CREB موجب تقويت محل تماس دو سلول عصبی می شود و اين پروتئيِن در تشکيل حافظ موش و مگس ميوه نقش مهمی دارد. پی بردن به اين واقعيت زمينه ساخت داروهای تقويت حافظه را فراهم نمود.شرکتهای داروسازی اميدوارند داروهای تازه ای توليد کنند که ميزان پروتئين CREB را در سيستم عصبی افزايش داده و بنابراين ايجاد حافظ بلند مدت را تسهیل و تقوِت نمايند.
يکی از موثرترين ترکیبات شيميايی در اين زمينه هم اکنون در مرحله تحقيقات کلينيکی است و چناچه همه مراحل بررسی آن به خوبی پيش برود از سال ۲۰۰۸ به بازار عرضه خواهد شد. ساير ترکيبات مثل آدرنالين، گلوکزو کافئين نیز موجب تقويت حافظه می شوند و نقش اين مواد در بهبود کارآيی مغز کاملا مشخص شده است. مشکل عمده در ارتباط با اين گونه ترکيبات شيميايی عوارض جانبی آنها است.به عنوان مثال موشهای آزمایشگاهی که تحت تاثیر مصرف داروهای تقويت حافظه قرار گرفتند نسبت به درد نيز حساسيت بيشتری داشتند.
هوش،ميراث ارزشمند
يافتن معِار معِنی برای تعيين افراد تيز هوش همواره مورد توجه روانشناسان بوده است. تست هايی مثل IQ و SAT اگر چه به عنوان ابزاری جهت تعيين ميزان بهره هوشی افراد مورد استفاده واقع شده اند، اما در دنيای واقعيت نمی توانند ارزيابی کاملی برای تفاوت افراد از جهت کارآيی حافظه و هوش به شمار آيند.تست های هوش و خصوصا IQ مهارت تجزيه و تحليل ، درک مطالب و فهم کلامی و سرعت تجزيه و تحليل افراد را می سنجند .اين نوع هوش به نام «سايکومتریک» ناميده می شود و اگر چه تنها نوع هوش نيست اما امکان ارزيابی آن بیشتر است .بعضی از محققان به وجود هوش های چندگانه معتقدند. در سال ۱۹۰۴ چارلز اسپیرمن روانشناس انگليسی در نتيجه تحقِقات فراوان به اين نتيجه رسيد افرادی که توانايی موفقيت در یک آزمون هوش را دارند، در ساير آزمون های هوش نيز موفق خواهند بود.وی از اين نظر وجود هوش عمومی را تعرِيف کرد که به نام “g” ناميده می شود.بسياری از نتايج بررسی ها از سال ۱۹۰۴ تا کنون نظر “اسپيرمن”را تاييد نموده اند و عقِده رايج در بين دانشمندان و روان شناسان اين است که عامل “g” مسوول تنوع در نمرات تست هوش افراد است.نکته جالب توجه اين که اخیرا متخصصان ژنتيک دريافته اند که عواملی مثل هوش و شخصِت ريشه در ساختار ژنتيکی انسان دارد و ژنهای متعددی در شکل گيری «هوش» دخالت دارند که تاکنون يک مورد آن که ژنی بر روی کروموزوم شش است شناسايی شده است. محققان در بررسی ویژگی های ساختاری مغز (مثل اندازه ،حجم و …) گروههای زیادی شامل دوقلوها،خويشاوندان و افراد بيگانه مورد سنجش قرار داده اند .با اسکن مغز اين اشخاص در دستگاه MRI و توجه به تفاوتهای آنها ،دانشمندان قادر به تعيين نواحی از مغز که تحت کنترل ژنها هستند، شده اند. با تکمیل نتايج اين تحقيقات زمينه ژنتيکی هوش کاملا مشخص می شود.
دانش آموزان آينده و تست دوپينگ
دانشمندان پيش بينی می کنند روزی فراخواهد رسيدکه افراد سالم،از جمله کودکان برای تقويت هوش و آمادگی مغزی به مصرف دارو روی آورند. اين محققان معتقدند که مصرف « تقويت کننده های مغزی » در آینده ممکن است به اندازه قهوه متداول شود.دانشمندان حتی مردود ندانستند کودکانی که امتحانات خود را می گذرانند در آينده با تست هايی از نوع تست دوپينگ که ورزشکاران با آن روبرو هستند مواجه شوندتا معلوم شود که از مواد نیروزا مغزی استفاده کرده اند یا خیر. در جهانی که روز به روز بر سرعت و رقابت در آن افزوده می شود،استفاده از اين گونه مواد می تواند به امری متعادل بدل شود اما در دسترس بودن اين گونه داروها مجموعه ای از پرسشهای اجتماعی و اخلاقی را به دنبال می آورد،از جمله اين مسئله که آیا درست است به بعضی افراد اجازه داد با استفاده از اين داروها نسبت به دیگران در موقعيت بهتر قرار گيرنديا خیر و به عنوان کلام آخر به خاطر داشته باشيد اگر چه حافظه قوی نعمتی گرانبها است اما در مواردی مثل شرايط نا مناسب روحی ،خاطرات تلخ،غم از دست دادن عزیزان و يا پايان نا فرجام يک رابطه عاطفی « فراموشی » به مراتب ارزشمندتر است.
برای دیدن تمام مقالات ما در رابطه با شیوه صحیح مطالعه اینجا را کلیک کنید